الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
40
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
رحلت نبى اكرم مانند ديگران به حال گذشته برگشتند . آن روايت چنين است : پيامبر فرمود : شما بى ترديد مو به مو از سنّتهاى گذشتگانتان پيروى خواهيد كرد . حتى اگر داخل سوراخ سوسمار هم شده باشند شما نيز همان كار را مىكنيد ، پرسيديم : يا رسول اللَّه ! منظور شما يهود و نصارا است . فرمود : پس كى ؟ ! مانند اين روايت ، فراوان است . ازرى مىگويد : أتعجب من أصحاب أحمد إذا رضوا بتأخير ذى فضل و تقديم ذى جهل فأصحاب موسى في زمان حياته رضوا بدلا عن بارئ الخلق بالعجل و آنجا كه فضل مىگويد : با آنكه عمر و ابو عبيده آنان را ملزم به قبول اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) كردند كه : « ائمه از قريش مىباشند » اشكالش اين است كه اگر پيامبر چنين هم فرموده باشد امّا آنان انصار را به اجبار ، ملزم به پذيرفتن اين حديث نكردند ؛ زيرا حديث مذكور اجمالا بر خلاف مقصود ايشان ، تصريح داشت . بلكه با اين حديث ، انصار را ملزم نمودند كه : « اين امر تنها براى اين خاندان قريش كه از لحاظ نسب و موقعيت برتر از همه است خواهد بود » . كما اينكه عمر مطابق نقل بخارى در « كتاب المحاربين » ، باب « رجم الحبلى » همين سخن را در خطبه اى بيان كرد . من سراغ ندارم كه كسى انصار را با اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) « الأئمة من قريش » ملزم به پذيرفتن جانشين مهاجرين نموده باشد . و سيّد مرتضى - قدّس سرّه آن طور كه ابن ابى الحديد نقل مىكند ( 1 ) اين موضوع را به شدّت انكار كرده است . البته در برخى روايات اهل سنت آمده است كه عكرمة بن ابى جهل و ابن عاص پس از ماجراى سقيفه و تمام شدن مسئلهء بيعت و پشيمانى برخى از انصار اين حديث را نقل كردند . اين مطلب را ابن ابى الحديد در اوايل جلد دوّم شرح نهج البلاغه در بيان برخورد مهاجرين و انصار آورده است . اما پاسخى كه فضل به تعجب مصنّف از بحث اشاعره دربارهء امامت و مسائل آن مىدهد چنان كه توضيح آن گذشت مانند اين مىماند كه تشنه اى را به سراب حوالت دهند .
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 17 .